((خبر داری که از غم آتش افروختم امشب .
در آن آتش سرا پای خودم را سوختم امشب.
خریداران فراوانند و پر سرمایه : اما من خیالت را هم به چیزی جز دلم نفروختم امشب.؟!))
برو حالشو ببر دیگه از اون فکرها نکنی جوجو که جیزه ؟!![]()
![]()
![]()
|
تقدیم به کسی که خودش میدونه چقدر دوستش دارم کسی که میدونه که تو دلم براش چه خبره کسی که نمیدونه که چقدر من ...؟ ((خبر داری که از غم آتش افروختم امشب . در آن آتش سرا پای خودم را سوختم امشب. خریداران فراوانند و پر سرمایه : اما من خیالت را هم به چیزی جز دلم نفروختم امشب.؟!)) برو حالشو ببر دیگه از اون فکرها نکنی جوجو که جیزه ؟! + نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1387/02/06 و ساعت
9:0 بعد از ظهر |
مژده مژده سلام دوستان عزيز. يک سايت رو بهتون معرفي ميكنم كه ميتونيد مجاني موبايل جايزه بگيريد. وارد این سایت که در قسمت لینکدونی پایین وبلاگم است شوید و قسمت موبایل ، مدل موبايل را انتخاب كنید وsing up شوید. و مشخصاتتان را وارد كنید. Register که کردید، یک سایت با کد بهتون معرفی میکنه. این سایت رو به همه معرفی کنید و هر کس از طریق این سایت register کرد وهدیه ای را انتخاب کرد، امتیاز شما بیشتر ودر آخر میتوانید ان جایزه را دریافت کنید (به ادرستان پست میشود). http://www.xpango.com?ref=90667736 + نوشته شده توسط سعید تنها66 در شنبه 1386/06/03 و ساعت
4:11 بعد از ظهر |
تو رفتي مهربوني با تو پر زد تو رفتي پر كشيدي غصه سر زد تو رفتي دست من بي سايبون شد تو رفتي نازنين بي گانه در زد رفتي و جاده از رفتن تو غرقه خياله بر ميگردي نگو كه تحملش محاله هنوزم صداي تو تو چشمه جاريست رفتنت براي من يه علامت سئواله كاشكي اين سفر هميشگي نباشه يه روزي يخ تو براي هميشه آب شه دست من برسه به دست ابرها زندگي بي تو ميخواهم نباشه برميگردي عزيزم اينو ميدونم ولي اي كاش بتونم با صداي تو بخونم برميگردي ميدونم دلت گرفته تا هميشه پيشه تو با جون دل ميمونم
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در دوشنبه 1386/05/29 و ساعت
7:35 بعد از ظهر |
تقدیم به عشقم که منو براحتی گذرثانیه ها رها کرد و رفت اگر عاشق شدن يك گناه است دل عاشق شكستن صد گناه است گريه كن عزيزم اما نه واسه من واسه خودت واسه اينكه نميشه ديگه بيام تولدت گريه كن جدايي ها ما رو رها نميكنن آدم ها انگار براي ما دعا نميكنن گريه كن حالا حالا بايد از هم جدا بشيم بشينيم و منتظر معجزه خدا باشيم گريه كن منم دارم مثل تو گريه ميكنم به خداي آ سمون ها گلايه ميكنم گريه كن براي روزهايي كه خورشيدي نداشت دلاي منو تو كه براي فردا اميدي نداشت گريه كن كه سبك ميشي روزهاي خوب يادت مياد گرچه تو تقويمهامون نيست اون روزها زياد زندگي زمردن يك برگ نيست پرسه اي در كوچه هاي مرگ نيست زندگي يعني ترهم داشتن با شقايق ها تفاهم داشتن به هر كه دوست داري بياموز كه عشق از زندگي كردن بهتر است و به هر كي كه دوستش داري بچشان كه دوست داشتن از عشق بهتر است عزيزم اي كاش ميدانستم اولين كسي كه بعد از مرگ من بر سر گورم ميگريد و اخرين كسي كه فراموشم خواهد كرد چه كسي است ؟ + نوشته شده توسط سعید تنها66 در یکشنبه 1386/05/28 و ساعت
11:4 قبل از ظهر |
تقدیم به عشقم که مرا به خاطر گناه عشقم از یاد برد اگه ميخواستي يه روزي اشكمو در بياري به آرزوت رسيدي بهونه اي نداري رفتي ولي اينو بدون هر جا باشي دوست دارم هنوز براي ديدنت به رويا هام پا ميزارم سهم دل ما اين بود آلوده و بيهوده تا بوده همين بوده بر سر درب قلبم نوشتم انتها فناست سرنوشتم. تو يك ثانيه ميشه عاشق شد تو يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت تو يك دقيقه ميشه يكي رو خورد كرد تو 10 دقيقه ميشه با كسي آشنا شد ولي يك عمر طول ميكشه كسي ر فراموش كرد + نوشته شده توسط سعید تنها66 در یکشنبه 1386/05/28 و ساعت
11:0 قبل از ظهر |
چي شده يار قديمو ديگه باور نداري ميري و منو با يادت پشت غمها ميزاري چي شده مثل قديمها حرف تازه نداري خبر دل تنگي از من با نگاهت مياري چي شده حرفهاي تو بوي محبت نميده قلب تو به راه عشق دل تنگم نميره ما همون ياره قديميم تو چه بي وفا شدي ميشيم از مهر و رفاقت تو نگاهت ميميريم عشق ما دلت رو زد اما بدون ما سره عهد و وفامون ميمونيم سايه دولت عشق رو سره ماست تا ابد ما زير اين سايه بونيم چي شده حرفهاي تو بوي محبت نميده قلب تو به راه عشق دل تنگم نميره ما همون ياره قديميم تو چه بي وفا شدي ميشيم از مهر و رفاقت تو نگاهت ميميريم عشق ما دلت رو زد اما بدون ما سره عهد و وفامون ميمونيم سايه دولت عشق رو سره ماست تا ابد ما زير اين سايه بونيم ما همون ياره قديميم تو چه بي وفا شدي ميشيم از مهر و رفاقت تو نگاهت ميميريم
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
7:23 بعد از ظهر |
چه ديداري ! تو را در خواب ميبينم چه ديداري همان بهتر كه با من عهد بگذاري كه غير از خواب و رؤياهاي من جاي دگر با من قرار عشق نگذاري چه ديداري ! خبر داري كه در امواج چشم مهربان نور تو همچون آينه در قطره شبنم پديداري و من در التهاب ديدنت هر شام كنم دشت نگاه خيره ام را آبياري چه ديداري ! خبر داري كه هر شب در خيال سبز خواب من تو از فانوس دشت آسمان ميشوي جاري و من در زير آوار سكوت خانه هاي خواب تو را چون كهكشان مي بينم از اميد سرشاري چه ديداري ! خبر داري منو تو خانه اي در آسمان داريم ! همان جايي كه هر شب تا سحر ماييم و بيداري و پيچك ها حصار خانه مايند همان خانه، همان ديوارهاي آينه كاري چه ديداري ! خبر داري كه هر شب تا سحر آن نو گل شب بو به شوق ديدن ما ميكند شب زنده داري نميداني ، نميداني كه با گل پونه هاي سبز دشت آرزوهامان حكايت ميكند مهتاب از ديدار ما آري چه ديداري
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
7:21 بعد از ظهر |
تو بارون من گياهي در كويرم بدست باد سوزاني اسيرم هميشه تشنه ام من تشنه مهر اگر بر من نباري من ميميرم
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
7:18 بعد از ظهر |
من آن نيستم كه دنيا بر من غلبه كند. اما نميدانم چگونه او بر من غلبه كرد شايد روزي نامم را به باد بسپارم! تنهايم بيكارم بي يارم و بي معشوق زندگي ام درد است خوبي رنگي ندارد واي عشقم تنهاست آيا او ميداند؟ مثل برگ درخت و مثل پتوي نرمينه :(( نرم و مثل عسل شيرين است به او چه بگويم. تنهاييم با خيال او هم قدم است. آي! بگو در كنج قلب تو جايي هست كه مرا جا دهي ز سالها كلامي كه از تو شنيدم سلام خوبي است. به خاطر حرمت او اي كاش با من حرف ميزد تا به او بگويم دوستت دارم به اميد اينكه مرا ببيني و مرا دريابي زندگي اين است يه قصه. يه قصه كه بالا و پايين ندارد طعنه عشق يه روياست يه خواب است كه در آن ميماني عاشقي بد دردي است مثل باتلاق كه دگر از آن هيچ رهايي نخواهي يافت نرسيدن به عشق خفگي در آن است( باتلاق ) و رسيدن به آن رهايي ( از قفس و باتلاق ) نرسيدن مثل آب است آسان و رسيدن مثل كوه است سخت طعنه عشق به كجا بايد زد؟ عاشقي بد دردي است به ياد تو هستم هميشه
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
7:11 بعد از ظهر |
تو مهرباني تو عاشقي. كسي نيست كه بگويد تو مهربان نيستي تو همانند يادگاري هستي كه براي من بخشيده شده اي و براي من عزيز و با ارزش بگو با فرشته هاي آسمان چه نسبتي داري تمام فرشتگان تاري از موي تو هستند و به تو ايمان دارند غصه هاي تو مرا ميآزارد و خوشي تو مرا خوشحال ميكند ميبوسم آن پيشاني تو را كه از زحمت كار عرق كرده كه آن عرق آبي از بهشت است. مينوشم آن قطرات اشك تو را كه از چشمان زيبايت جاري ميشود چون اين قطرات اشك نيز آبي از آبهاي بهشت است اي عاشق اين را بدان و معشوق را دوست بدار براستي كه سلطاني تو سلطان محبت و مهرباني و سلطان تمام فرشته هاي عالمي كه بر روي تو بوسه ميزنند و چو از تو حمايت نكنند براستي از شيطانند. تو را چه بگويم ؟ تو را چه؟
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
7:10 بعد از ظهر |
نازنينم در نم نم باران، در كوچ پرستوهاي عاشق، در عبور از گذرگاههاي تاريك و باريك همراه با تپش هاي مكرر قلبم در دشت خلوت تنهايي دوستت دارم.
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
7:7 بعد از ظهر |
مينويسم براي بزرگترين حادثه عمرم قشنگترين وسوسه دلم به او كه صميمانه و با تمام وجود دوستش دارم
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
7:2 بعد از ظهر |
كاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غم و غصه ها نبود كاش بودي تا براي قلب من زندگي اين همه بي معنا نبود كاش بودي تا انگشت دست عاشقم غافل از لمس گونه زيبايت نبود
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:59 بعد از ظهر |
راحتي در اينترنت انجام اين 2 حرف است با دختران آشنايي با پسران جدايي.
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:56 بعد از ظهر |
هر چي شعرعاشقونست من براي تو نوشتم تو جهنم سوختم اما مينوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه اگه مردم تو بدون چه كسي باعثشه + نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:53 بعد از ظهر |
من تمومه قصه هام قصه توست اگه غمگين اون از غصه توست يه دفعه مثل يه آهو توي صحراها رميدي بس كه چشم تو قشنگ بود گله گرگ و نديدي دل نبود توي دلم تو رو گرگها نبينن اونها با دندونه تيز به كمينت نشينن الهي من فداي تو چي كار كنم براي تو اگه تواين بيابونها خاري بره تو پاي تو يه دفعه مثل پرنده قفس عشق و شكستي پر زدي تو آسمونها رفتي اون دورها نشستي دل نبود توي دلم گم نشي تو كوچه باغها غروب ها كه تاريكه نريزن سرت كلاغها نخوره سنگي به بالت پرت نشه فكرو خيالت من تمومه قصه هام قصه توست اگه غمگينه اون از غصه توست. يه دفعه مثل يه گل رفتي تو دست خزون سيل بارون و تگرگ ميومد از آسمون بردمت تو گل خونه كه نريزه رو سرت كه يه وقت خيس نشه يخ كنه بال و پرت نشكني زير تگرگ نريزه از تو يك برگ من تمومه قصه هام قصه توست يه دفعه مثل يه شمع داشتي خاموش ميشدي اگه پروانه نبود تو فراموش ميشدي آره پروانه شدم كه پرام سوختشه تا آتيشه دل تو به دلم دوختشه كه بسوزه پر و بالم كه راحت بشه خيالم دارم از تو مينويسم تو كه غم داره نگات اگه دوست داشتي بگو تا بازم بگم برات اونقدر ميگم تا خسته بشم با عشق تو شكسته بش + نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:51 بعد از ظهر |
يه پنجره بي هم نفس يه پنجره با يك قفس سهم من از بودن تو يه خاطره است همين و بس
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:39 بعد از ظهر |
اي كاش امتداد لحظه ها تكرار دوباره تو با من بود
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:28 بعد از ظهر |
1 شاخه گل تقديم به تك تكيه گاه زندگيم 2 شاخه گل هديه به اون 2 چشم زيبايت كه زيبا ميبيند و زيبايي را دوست دارد. 3 شاخه گل تقديم به زيبا ترين ستاره فروزان شبهاي تنهاييم 4 شاخه گل تقديم به چهارراه قلبت كه تمام راههايش به محبت و عشق و مهرباني ختم ميشود. 5 شاخه گل تقديم به پنج انگشت لطيفت كه زيبا مينويسد و زيبا تايپ ميكند
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:11 بعد از ظهر |
سقف آرزوهايت را به حدي بالا ببر كه بتواني به آن چراغي نصب كني.
+ نوشته شده توسط سعید تنها66 در جمعه 1386/05/26 و ساعت
6:5 بعد از ظهر |
|
|